اجتماعی تر شده ام اخیرا
شب شعر برپا می کنم و اتفاقا
اعضای خاصی مهمان منند
تو هستی، که نیستی
یاد توست، که هست
من هستم
که میزبانم
هرچه میخوانیم از فروغ و مشیری
عجیب انگ تو و من ست
تو، راهی که فرسنگ ها دور
من، فورد پرمصرف قرن بیست
قطعا بنزینم کفاف جاده نیست
مسیر همراهی تو
برای من مستهلک
چالش ناممکنی ست عزیز
برچسب: obsolete meaning,obsolete ford parts,obsolete definition,
نویسنده: پرهام کوهی
تاريخ: چهارشنبه
3 آذر
1395 ساعت: 7:14